Werbung
C2اسمآگهی؛ تبلیغ، اگهی، تبلیغ
JadoLearn Dictionary
Werbung یعنی آگهی؛ تبلیغ. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
آگهی؛ تبلیغ، اگهی، تبلیغ
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
آگهی؛ تبلیغ، اگهی، تبلیغ
آگهی؛ تبلیغ، اگهی، تبلیغ
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.