wiederherstellen
B2فعلباز یافتن، باز یافت، خوب شدن
JadoLearn Dictionary
wiederherstellen یعنی باز یافتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
باز یافتن، باز یافت، خوب شدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چیره شدن، غلبه یافتن، درهم شکستن
راحت کردن، استراحت، آسایش کردن
باز یافتن، باز یافت، خوب شدن
باز یافتن، باز یافت، خوب شدن
باز یافتن، باز یافت، خوب شدن
باز یافتن، باز یافت، خوب شدن
بربا درفتن، هرز، هدر
اعاده کردن، اعاده دادن، سالم کردن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.