Wiege
C2اسممهد، درگهواره قرار دادن، گهواره
JadoLearn Dictionary
Wiege یعنی مهد. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مهد، درگهواره قرار دادن، گهواره
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
واگن سبک، پیریزی، شالوده
زاد، مولود، تولد
تولد گاه، مسقطالراس، مسقط الراس
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.