wild
B1صفتبلند وناهنجار، درنده، درندگی
JadoLearn Dictionary
wild یعنی بلند وناهنجار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بلند وناهنجار، درنده، درندگی
گوشت آهو، گوشت گوزن، شکارگوزن وآهو
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
غیرمعقول، ولخرج، پر تجمل
مرتعش، لرزنده، لرزان
مرتعش، لرزنده، لرزان
بلند وناهنجار، درنده، درندگی
متشنج، عصبی، بلند وناهنجار
شرمآور، ننگآور، خفتآمیز
بلند وناهنجار، درنده، درندگی
بلند وناهنجار، درنده، درندگی
بلند وناهنجار، درنده، درندگی
بلند وناهنجار، درنده، درندگی
بلند وناهنجار، درنده، درندگی
دلاور، دلیر، پردل
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.