zeitig
B1صفتبگاه، بوقت، بجا
JadoLearn Dictionary
zeitig یعنی بگاه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بگاه، بوقت، بجا
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سوفلوری کردن، عاجل، سریع کردن
بگاه، بوقت، بجا
بگاه، بوقت، بجا
بگاه، بوقت، بجا
بدو، اوایل، شروع
سحری، زودی، عتیق
معین، محقق، حتمی الاجراء
قابل، باکفایت، لایق
قابل، باکفایت، لایق
معین، محقق، حتمی الاجراء
معین، محقق، حتمی الاجراء
جنگ آزمده، کهنهکار، رزم دیده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.