Zoo
C2اسمباغ وحش
JadoLearn Dictionary
Zoo یعنی باغ وحش. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
باغ وحش
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
باغ وحش
باغ وحش
باغ وحش
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.