zubilligen
B2فعلتوافق؛ اعطا کردن؛ هماهنگی، مبذول داشتن، مبذول کردن
JadoLearn Dictionary
zubilligen یعنی توافق؛ اعطا کردن؛ هماهنگی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
توافق؛ اعطا کردن؛ هماهنگی، مبذول داشتن، مبذول کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ایراد گیری کردن، علم شنگه، غرغشه
جیز شمردن، اذن دادن، اجازه دادن
ابراز ایمان کردن، آشکارا گفتن، مقر آمدن
ابراز ایمان کردن، آشکارا گفتن، مقر آمدن
ابراز ایمان کردن، آشکارا گفتن، مقر آمدن
شناختن، برسمیت شناختن، باز شناختن
مغفرت کردن، عفو کردن، آمرزیدن
پته، پروانه، مجاز کردن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.