Zunft
B2اسمکار افتادن، عمل کرد، وظایفه
JadoLearn Dictionary
Zunft یعنی کار افتادن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کار افتادن، عمل کرد، وظایفه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دفتر، منصب، معاونت
جزو، بخش، جزء
تیپ
پیشکاری، کارگزاری، دفترنمیندگی
پشت کار، جد و جهد، صناعت
معادل، هم ارز، نظیر
معادل، هم ارز، نظیر
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.