zusammenfallen
A2فعلبهم آمدن، غشه، جفت کردن
JadoLearn Dictionary
zusammenfallen یعنی بهم آمدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بهم آمدن، غشه، جفت کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دعوا، مصاف دادن، نبرد کردن
دورسازی، باجه، شمارشگر
تطابق داشتن، تطبیق کردن، مطابق شدن
تطابق داشتن، تطبیق کردن، مطابق شدن
بهم آمدن، غشه، جفت کردن
بهم آمدن، غشه، جفت کردن
بهم آمدن، غشه، جفت کردن
منکوب کردن، منکسر کردن، گسیختگی
بهم ریختگی، معلق خوردن، غلت زدن
ته رفتن، فرو رفتن، فرو نشستن
منکوب کردن، منکسر کردن، گسیختگی
منکوب کردن، منکسر کردن، گسیختگی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.