zusammentreten
B1فعلآمدن، امدن
JadoLearn Dictionary
zusammentreten یعنی آمدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
آمدن، امدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پیش آمدن، رویدادن، پا دادن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
فهرست، اسم، نام دادن
شوخی کردن، سخنان نیشدارگفتن، شانه کردن
خواهش، میل کردن، آرزو
نگران، دلواپسی، دلهره
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.