zwischenspeichern
C1فعلتالیف کردن، تحریر کردن، مرقوم داشتن
JadoLearn Dictionary
zwischenspeichern یعنی تالیف کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تالیف کردن، تحریر کردن، مرقوم داشتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ذخیره کردن، فروشگاه، مغازه
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
عزلت اختیار کردن، جدا رفتن، منزوی کردن
تالیف کردن، تحریر کردن، مرقوم داشتن
تالیف کردن، تحریر کردن، مرقوم داشتن
تشریف بردن، عزیمت کردن، هجرت کردن
تمدید کردن، تعمیم دادن، تعمیم کردن
تالیف کردن، تحریر کردن، مرقوم داشتن
عمل آوردن، فر اوردن، اختراع کردن
عمل آوردن، فر اوردن، بیرون دادن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.