overcome
C2اسم/US /ˈoʊvɚkˌʌm/ ŌV-ərk-ŭm; UK /ˈoʊvɚkˌʌm/ ŌV-ərk-ŭm/
چیره شدن، غلبه یافتن، درهم شکستن
JadoLearn Dictionary
معنی overcome به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
چیره شدن، غلبه یافتن، درهم شکستن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مقهور کردن، مقهور ساختن، رام کردن
مغلوب ساختن
مضمحل کردن، منقرض کردن، سرنگونی
چپه کردن، واژگون شدن، واژگون کردن
شکست دادن، انهزام، هزیمت
خرد شدن، خرد گشتن، باصدا شکستن
سراسر پوشاندن، مستغرق دراندیشه شدن
شکست دادن، ضرب زدن، ضرب گرفتن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.