معنی ۱neutral · 82%
از سوی پزشک یا انجامشده توسط پزشک.
مثالهای طبیعی
Vor dem Training holte er ärztlichen Rat ein.
او پیش از تمرین توصیهٔ پزشکی گرفت.
Die ärztliche Untersuchung dauerte nur Minuten.
معاینهٔ پزشکی فقط چند دقیقه طول کشید.
Ärztliche Hilfe kam nach dem Sturz sofort.
پس از زمینخوردن کمک پزشکی فوراً رسید.
نکتهٔ کاربردی
ärztlich مراقبت و توصیهٔ پزشک را توصیف میکند و معمولاً درجهپذیر نیست.
درس کوتاه: ärztlich
از سوی پزشک یا انجامشده توسط پزشک. ärztlich مراقبت و توصیهٔ پزشک را توصیف میکند و معمولاً درجهپذیر نیست.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «ärztlich» مطابقت دارد؟
