معنی ۱neutral · 82%
جایی که سطح یا شیئی دهانهای باز دارد.
مثالهای طبیعی
Durch die kleine Öffnung fällt etwas Licht herein.
کمی نور از دهانهٔ کوچک میتابد.
Die Öffnung im Deckel ist für den Schlauch.
دهانهٔ درپوش برای شلنگ است.
Sie deckte die Öffnung vorsichtig mit Stoff ab.
او دهانه را با احتیاط با پارچه پوشاند.
نکتهٔ کاربردی
Öffnung مؤنث و نامِ دهانه است؛ عمل را معمولاً Öffnen میگویند.
درس کوتاه: Öffnung
جایی که سطح یا شیئی دهانهای باز دارد. Öffnung مؤنث و نامِ دهانه است؛ عمل را معمولاً Öffnen میگویند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Öffnung» مطابقت دارد؟
