معنی ۱spoken · 82%
آوایی مکث کوتاه را هنگام جستوجوی واژه پر میکند.
مثالهای طبیعی
Öh, ich muss kurz in meinen Kalender schauen.
اِ، باید تقویمم را نگاه کنم.
Öh, wie hieß noch einmal diese Straße?
اِ، اسم آن خیابان چه بود؟
Öh, vielleicht reden wir morgen darüber.
اِ، شاید فردا دربارهاش صحبت کنیم.
نکتهٔ کاربردی
öh شبهجملهای برای تردید است؛ تکرارش در گفتار رسمی ممکن است نشانهٔ عدم اطمینان باشد.
درس کوتاه: öh
آوایی مکث کوتاه را هنگام جستوجوی واژه پر میکند. öh شبهجملهای برای تردید است؛ تکرارش در گفتار رسمی ممکن است نشانهٔ عدم اطمینان باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «öh» مطابقت دارد؟
