متخصصی که فرایندها و سیاستهای اقتصادی را مطالعه، تحلیل یا دربارهٔ آنها مشاوره میدهد
مثالهای طبیعی
Die Ökonomin untersucht die langfristigen Folgen steigender Energiepreise.
این اقتصاددان پیامدهای بلندمدت افزایش قیمت انرژی را بررسی میکند.
Mehrere Ökonomen warnten vor zu optimistischen Wachstumsannahmen.
چند اقتصاددان دربارهٔ فرضهای بیش از حد خوشبینانهٔ رشد هشدار دادند.
Der Ökonom berät die Regierung bei der Reform des Steuersystems.
این اقتصاددان در اصلاح نظام مالیاتی به دولت مشاوره میدهد.
نکتهٔ کاربردی
Ökonom اسم مذکر ضعیف است: der Ökonom، des Ökonomen، die Ökonomen.
