معنی ۱neutral · 82%
در جهت شرق یا مربوط به شرق.
مثالهای طبیعی
Das Dorf liegt östlich von Dresden.
روستا در شرق درسدن قرار دارد.
Östlich der Berge beginnt eine weite Ebene.
در شرق کوهها دشتی پهناور آغاز میشود.
Die östliche Zufahrt bleibt heute geöffnet.
ورودی شرقی امروز باز میماند.
نکتهٔ کاربردی
برای مکان معمولاً با von میآید: östlich von Berlin؛ معمولاً درجهپذیر نیست.
درس کوتاه: östlich
در جهت شرق یا مربوط به شرق. برای مکان معمولاً با von میآید: östlich von Berlin؛ معمولاً درجهپذیر نیست.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «östlich» مطابقت دارد؟
