عمل رساندن یا انتقال چیزی به گیرنده
مثالهای طبیعی
Die Botschafterin wurde mit der Überbringung persönlicher Grüße beauftragt.
به سفیر مأموریت داده شد سلامهای شخصی را برساند.
Die Überbringung der Nachricht wurde einem erfahrenen Beamten übertragen.
رساندن خبر به یک مأمور باتجربه سپرده شد.
Zeitpunkt und Art der Überbringung wurden im Protokoll genau festgehalten.
زمان و شیوهٔ تحویل بهطور دقیق در صورتجلسه ثبت شد.
نکتهٔ کاربردی
Überbringung بر رساندن چیزی به یک گیرنده تمرکز دارد؛ Übertragung گستردهتر است و انتقال فنی یا انتقال حقوق را هم شامل میشود.
