توافق یا تفاهم متقابلی که میان طرفها حاصل میشود
مثالهای طبیعی
Nach langen Gesprächen erzielten beide Seiten eine tragfähige Übereinkunft.
پس از گفتوگوهای طولانی، دو طرف به توافقی قابلاتکا رسیدند.
Die Übereinkunft sieht regelmäßige gemeinsame Kontrollen vor.
طبق توافق، بازرسیهای مشترک منظم انجام خواهد شد.
Die vorläufige Übereinkunft scheiterte an offenen Haftungsfragen.
توافق اولیه بهدلیل مسائل حلنشدهٔ مسئولیت حقوقی شکست خورد.
نکتهٔ کاربردی
Übereinkunft بیشتر بر نتیجهٔ توافق متقابل تأکید دارد؛ Übereinkommen برای کنوانسیونها و متنهای رسمی شبیه معاهده رایجتر است.
