فرایند اثبات تقصیر یا ارتکاب جرمِ شخص با شواهد قانعکننده
مثالهای طبیعی
Die Überführung des Täters gelang erst durch neue DNA-Spuren.
اثبات مجرمیت فرد تنها با آثار جدید دیانای ممکن شد.
Für die Überführung der Verantwortlichen waren interne Unterlagen entscheidend.
برای اثبات تقصیر مسئولان، اسناد داخلی تعیینکننده بود.
Videoaufnahmen spielten bei der Überführung des Verdächtigen eine zentrale Rolle.
تصاویر ویدئویی در اثبات مجرمیت مظنون نقش اصلی داشتند.
نکتهٔ کاربردی
این معنا در زبان پلیسی و روزنامهنگارانه رایج است و به اثبات با مدرک اشاره دارد، نه خودِ حکم دادگاه.
