فردی با عملکرد بسیار بالا یا موفقیت غیرمعمول سریع
مثالهای طبیعی
Schon nach zwei Jahren galt sie im Unternehmen als Überfliegerin.
فقط پس از دو سال در شرکت او را یک چهرهٔ فوقالعاده موفق میدانستند.
Er war nie ein Überflieger, arbeitete aber äußerst zuverlässig und beharrlich.
او هیچوقت شاگرد نابغهای نبود، اما بسیار قابل اعتماد و پیگیر کار میکرد.
Der junge Manager wurde früh zum Überflieger erklärt, bevor er langfristige Erfolge vorweisen konnte.
مدیر جوان خیلی زود «ستارهٔ موفق» خوانده شد، پیش از آنکه موفقیت بلندمدتی نشان دهد.
نکتهٔ کاربردی
شکل مؤنث Überfliegerin است. این واژه معمولاً بار ارزیابی اجتماعی دارد و میتواند تحسینآمیز، شکاکانه یا طعنهآمیز باشد.
