معنی ۱neutral · 82%
چیزی را به دریافتکننده دادن یا سپردن.
مثالهای طبیعی
Die Hausmeisterin übergab uns den neuen Schlüssel.
سرایدار کلید جدید را به ما تحویل داد.
Er übergab die Unterlagen seiner Nachfolgerin.
او مدارک را به جانشینش سپرد.
Die Polizei übergab den Fund dem Museum.
پلیس شیء پیداشده را به موزه داد.
نکتهٔ کاربردی
در معنای تحویلدادن، جدانشدنی و قوی است: übergab, hat übergeben.
درس کوتاه: übergeben
چیزی را به دریافتکننده دادن یا سپردن. در معنای تحویلدادن، جدانشدنی و قوی است: übergab, hat übergeben.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «übergeben» مطابقت دارد؟
