در بخشی از فضا، زمان، اعضا یا دامنه با هم همپوشانی داشتن
مثالهای طبیعی
Die beiden Sitzungen überlappen sich um fast dreißig Minuten.
دو جلسه تقریباً سی دقیقه با هم همپوشانی زمانی دارند.
Die transparenten Flächen überlappen sich in der Mitte des Bildes.
سطحهای شفاف در مرکز تصویر روی هم میافتند.
Die Zuständigkeiten beider Abteilungen überlappen sich in mehreren Bereichen.
مسئولیتهای دو بخش در چند حوزه با هم همپوشانی دارد.
نکتهٔ کاربردی
برای دو عنصر همسطح، ساخت بازتابی جمع بسیار طبیعی است: Die Bereiche überlappen sich.
