برتری قاطع از نظر نیرو، تعداد، نفوذ یا منابع
مثالهای طبیعی
Die technische Übermacht des Gegners ließ kaum Raum für einen erfolgreichen Gegenangriff.
برتری فنی حریف تقریباً فرصتی برای ضدحملهٔ موفق باقی نگذاشت.
Die Übermacht einer einzigen Fraktion erschwerte echte Kompromisse im Parlament.
برتری یک فراکسیون واحد رسیدن به مصالحههای واقعی در پارلمان را دشوار کرد.
Trotz der spielerischen Übermacht gelang der Mannschaft erst spät das entscheidende Tor.
با وجود برتری آشکار در بازی، تیم تازه در اواخر مسابقه گل تعیینکننده را زد.
نکتهٔ کاربردی
Übermacht معمولاً عدمتوازنی را میرساند که در آن طرف ضعیفتر فضای عمل محدودی دارد.
