معنی ۱neutral · 82%
بهعهدهگرفتن مسئولیت، وظیفه یا کنترل.
مثالهای طبیعی
Gestern wurde die Übernahme des Betriebs bestätigt.
دیروز تصاحب کسبوکار تأیید شد.
Die Übernahme des Familienbetriebs ist für nächstes Jahr geplant.
واگذاری کسبوکار خانوادگی برای سال آینده برنامهریزی شده است.
Nach der Übernahme änderte sich der Markenname.
پس از تصاحب نام تجاری تغییر کرد.
نکتهٔ کاربردی
Übernahme مؤنث است؛ اغلب برای پذیرش کار، شرکت یا هزینه بهکار میرود.
درس کوتاه: Übernahme
بهعهدهگرفتن مسئولیت، وظیفه یا کنترل. Übernahme مؤنث است؛ اغلب برای پذیرش کار، شرکت یا هزینه بهکار میرود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Übernahme» مطابقت دارد؟
