معنی ۱neutral · 82%
بررسی دقیق درست، ایمن یا کاملبودن چیزی.
مثالهای طبیعی
Die Überprüfung der Rechnung dauerte nur kurz.
بررسی صورتحساب کمی طول کشید.
Vor der Fahrt ist eine Überprüfung der Bremsen nötig.
پیش از حرکت، بررسی ترمزها ضروری است.
Die Überprüfung ergab keine Sicherheitsmängel.
بازبینی نقص ایمنی پیدا نکرد.
نکتهٔ کاربردی
Überprüfung مؤنث و معمولاً نام فرایند است؛ موضوع اغلب اضافی یا با von میآید.
درس کوتاه: Überprüfung
بررسی دقیق درست، ایمن یا کاملبودن چیزی. Überprüfung مؤنث و معمولاً نام فرایند است؛ موضوع اغلب اضافی یا با von میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Überprüfung» مطابقت دارد؟
