معنی ۱neutral · 82%
از مرز یا مقداری تعیینشده فراتر رفتن.
مثالهای طبیعی
Der Wanderweg überschreitet hier die Landesgrenze.
مسیر پیادهروی اینجا از مرز ایالت میگذرد.
Die Rechnung überschritt unser geplantes Budget.
صورتحساب از بودجهٔ برنامهریزیشده بیشتر شد.
Bitte überschreiten Sie die Frist nicht.
لطفاً از مهلت فراتر نروید.
نکتهٔ کاربردی
überschreiten جدانشدنی و قوی است؛ معمولاً مفعول آکوزاتیو مثل مرز، مهلت یا بودجه میگیرد.
درس کوتاه: überschreiten
از مرز یا مقداری تعیینشده فراتر رفتن. überschreiten جدانشدنی و قوی است؛ معمولاً مفعول آکوزاتیو مثل مرز، مهلت یا بودجه میگیرد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «überschreiten» مطابقت دارد؟
