عمل یا مورد عبور از یک حد، آستانه، مهلت، اختیار یا دامنهٔ مجاز
مثالهای طبیعی
Bei einer erheblichen Überschreitung der Höchstgeschwindigkeit droht ein Fahrverbot.
در صورت عبور قابلتوجه از حد سرعت، احتمال ممنوعیت رانندگی وجود دارد.
Die Überschreitung des Projektbudgets muss dem Aufsichtsrat begründet werden.
تجاوز از بودجهٔ پروژه باید برای هیئت نظارت توجیه شود.
Das Gericht prüft, ob eine Überschreitung der gesetzlichen Befugnisse vorlag.
دادگاه بررسی میکند که آیا از اختیارات قانونی تجاوز شده است یا نه.
نکتهٔ کاربردی
Überschreitung رسمی است و معمولاً حدی را که از آن عبور شده مشخص میکند؛ هم برای اضافهروی کمی و هم برای تجاوز حقوقی یا نهادی بهکار میرود.
