معنی ۱neutral · 82%
فرایند یا مکانی را با دقت مشاهده و کنترل کردن.
مثالهای طبیعی
Eine Kamera überwacht den Eingang.
دوربینی ورودی را زیر نظر دارد.
Die Ärztin überwacht den Blutdruck des Patienten.
پزشک فشار خون بیمار را پایش میکند.
Sensoren überwachen die Temperatur im Lager.
حسگرها دمای انبار را پایش میکنند.
نکتهٔ کاربردی
überwachen جدانشدنی و ضعیف است؛ مفعول آکوزاتیو میگیرد.
درس کوتاه: überwachen
فرایند یا مکانی را با دقت مشاهده و کنترل کردن. überwachen جدانشدنی و ضعیف است؛ مفعول آکوزاتیو میگیرد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «überwachen» مطابقت دارد؟
