معنی ۱neutral · 82%
سطحی را با لایهای نازک پوشاندن.
مثالهای طبیعی
Sie überzog die Torte mit einer dünnen Glasur.
او روی کیک را با لایهای نازک از روکش پوشاند.
Der Lack überzieht das Holz mit Schutz.
لاک چوب را با لایهای محافظ میپوشاند.
Eine Eisschicht überzog am Morgen die Pfützen.
صبح لایهای از یخ روی چالههای آب را پوشانده بود.
نکتهٔ کاربردی
در معنای «با لایه پوشاندن»، جدانشدنی و قوی است: überzog, hat überzogen.
درس کوتاه: überziehen
سطحی را با لایهای نازک پوشاندن. در معنای «با لایه پوشاندن»، جدانشدنی و قوی است: überzog, hat überzogen.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «überziehen» مطابقت دارد؟
