معنی ۱neutral · 80%
بازنمایی، تصویر
مثالهای طبیعی
Das Gemälde gilt als Abbild seiner Epoche.
این نقاشی بازتابی از دوران خود به شمار میرود.
Die Simulation liefert kein exaktes Abbild der Realität.
شبیهسازی بازنمایی دقیقی از واقعیت ارائه نمیدهد.
In dem Roman erscheint die Stadt als Abbild sozialer Ungleichheit.
در رمان، شهر تصویری از نابرابری اجتماعی است.
نکتهٔ کاربردی
اغلب بهصورت مجازی در ساخت Abbild von + Dativ بهکار میرود.
