معنی ۱neutral · 82%
شخص یا چیزی را در یک تصویر نشان دادن.
مثالهای طبیعی
Die Künstlerin bildet eine Vase ab.
هنرمند یک گلدان را به تصویر میکشد.
Dieses Foto bildet die alte Brücke ab.
این عکس پل قدیمی را نشان میدهد.
Das Buch bildet drei seltene Vögel ab.
کتاب سه پرندهٔ کمیاب را به تصویر میکشد.
نکتهٔ کاربردی
پیشوند جدا میشود: bildet ab؛ ماضی نقلی hat abgebildet است.
درس کوتاه: abbilden
شخص یا چیزی را در یک تصویر نشان دادن. پیشوند جدا میشود: bildet ab؛ ماضی نقلی hat abgebildet است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «abbilden» مطابقت دارد؟
