معنی ۱neutral · 82%
چیزی را روی یک شیء قرار دادن تا آن را محافظت کند یا بپوشاند.
مثالهای طبیعی
Decke die Schüssel mit einem Tuch ab.
کاسه را با پارچه بپوشان.
Wir decken die Möbel vor dem Streichen ab.
قبل از رنگکردن، روی اثاثیه را میپوشانیم.
Sie hat das Fahrrad mit einer Plane abgedeckt.
او دوچرخه را با برزنت پوشاند.
نکتهٔ کاربردی
شیء با آکوزاتیو و جنس پوشش با mit میآید.
درس کوتاه: abdecken
چیزی را روی یک شیء قرار دادن تا آن را محافظت کند یا بپوشاند. شیء با آکوزاتیو و جنس پوشش با mit میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «abdecken» مطابقت دارد؟
