معنی ۱neutral · 80%
توالی، ترتیب
مثالهای طبیعی
Die Abfolge der Ereignisse ist noch ungeklärt.
ترتیب رویدادها هنوز مشخص نیست.
Eine feste Abfolge erleichtert die Arbeit im Labor.
Հفظ یک ترتیب ثابت کار آزمایشگاه را آسانتر میکند.
Der Film verändert bewusst die chronologische Abfolge.
فیلم عمداً توالی زمانی را تغییر میدهد.
نکتهٔ کاربردی
اغلب در ساخت Abfolge von + Dativ میآید؛ ساخت اضافی با Genitiv نیز ممکن است.
