Abgang
B1اسماعزام کردن، روانهسازی، اعزام
JadoLearn Dictionary
Abgang یعنی اعزام کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اعزام کردن، روانهسازی، اعزام
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کشتی تفریحی، مسافرت تفریحی، سفر کوچک کردن
ترویج، ترفیع، جلو اندازی
اعزام کردن، روانهسازی، اعزام
متارکه روابط، عقب نشاندن، عقب زدن
ناگه آینده
بدرود، وداع، الوداع
کنارهگیری رسمی؛ استعفا از سلطنت
کنارهگیری رسمی؛ استعفا از سلطنت
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.