abgehen
C1فعلشتاباندن، انفجار کردن، ترکیدن
JadoLearn Dictionary
abgehen یعنی شتاباندن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شتاباندن، انفجار کردن، ترکیدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
آزمودن، آزمایش، آزمایش کردن
شتاباندن
شتاباندن
شتاباندن
شتاباندن
شتاباندن
شتاباندن
شتاب گرفتن؛ سرعت دادن، سرعت، شتاب
شتاباندن
شتاباندن
گرداندن، جاری شدن، ادارهکردن
پالایه، مشتوک، پالودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.