معنی ۱neutral · 80%
بیمیل، مخالف
مثالهای طبیعی
Er ist riskanten Geschäften grundsätzlich abgeneigt.
او اصولاً به معاملههای پرریسک تمایلی ندارد.
Sie zeigte sich dem Vorschlag nicht abgeneigt.
او نسبت به پیشنهاد بیمیل نبود.
Dem Gedanken eines Umzugs bin ich nicht abgeneigt.
من با فکر جابهجایی مخالف نیستم.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً با Dativ میآید و در جملههای منفی یا محتاطانه زیاد دیده میشود.
