معنی ۱informal · 80%
پررو، زرنگ و بیپروا
مثالهای طبیعی
Der Händler verlangte einen völlig abgezockten Preis.
فروشنده قیمت کاملاً نامعقولی طلب کرد.
Sie reagierte auf die Drohung erstaunlich abgezockt.
او در برابر تهدید بهشکل عجیبی خونسرد بود.
Der abgezockte Betrüger nutzte jede Schwäche aus.
کلاهبردار بیپروا از هر نقطهضعفی سوءاستفاده میکرد.
نکتهٔ کاربردی
محاورهای است و میتواند هم «باتجربه و خونسرد» و هم «بیپروا و گستاخ» معنی دهد.
