معنی ۱neutral · 82%
با مشخصکردن مرز، محدودهای را از محدودهٔ دیگر جدا کردن.
مثالهای طبیعی
Ein Zaun grenzt das Gemüsebeet ab.
حصار، محدودهٔ باغچهٔ سبزی را جدا میکند.
Wir grenzen den Spielbereich mit Seilen ab.
محدودهٔ بازی را با طناب مرزبندی میکنیم.
Die Hecke grenzt unseren Garten vom Weg ab.
پرچین، باغ ما را از مسیر جدا میکند.
نکتهٔ کاربردی
ساختار etwas von etwas abgrenzen است؛ پس از von داتیو میآید.
درس کوتاه: abgrenzen
با مشخصکردن مرز، محدودهای را از محدودهٔ دیگر جدا کردن. ساختار etwas von etwas abgrenzen است؛ پس از von داتیو میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «abgrenzen» مطابقت دارد؟
