معنی ۱neutral · 82%
فرورفتگی بسیار عمیق زمین که معمولاً کنار لبهای پرشیب است.
مثالهای طبیعی
Ein Zaun schützt Wanderer vor dem Abgrund.
حصار، پیادهروها را از پرتگاه محافظت میکند.
Stell dich nicht an den Rand des Abgrunds.
در لبهٔ پرتگاه نایست.
Unter der Brücke liegt ein tiefer Abgrund.
زیر پل پرتگاه عمیقی قرار دارد.
نکتهٔ کاربردی
جمع این اسم مذکر Abgründe است؛ am Rand des Abgrunds یعنی در لبهٔ پرتگاه.
درس کوتاه: Abgrund
فرورفتگی بسیار عمیق زمین که معمولاً کنار لبهای پرشیب است. جمع این اسم مذکر Abgründe است؛ am Rand des Abgrunds یعنی در لبهٔ پرتگاه.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Abgrund» مطابقت دارد؟
