معنی ۱neutral · 82%
مانع انجام کاری توسط کسی شدن.
مثالهای طبیعی
Seine Mutter hält ihn davon ab, die Straße zu überqueren.
مادرش او را از عبور از خیابان بازمیدارد.
Der Regen hält uns nicht vom Spazierengehen ab.
باران ما را از پیادهروی بازنمیدارد.
Was hat dich vom Anrufen abgehalten?
چه چیزی مانع زنگزدنت شد؟
نکتهٔ کاربردی
ساختار jemanden von etwas abhalten با داتیو است؛ صرف: hält ab، hielt ab، hat abgehalten.
درس کوتاه: abhalten
مانع انجام کاری توسط کسی شدن. ساختار jemanden von etwas abhalten با داتیو است؛ صرف: hält ab، hielt ab، hat abgehalten.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «abhalten» مطابقت دارد؟
