معنی ۱informal · 82%
محلی را اغلب ناگهان یا بدون اجازه ترک کردن.
مثالهای طبیعی
Er ist plötzlich von der Party abgehauen.
او ناگهان از مهمانی رفت.
Wollen wir abhauen, bevor es voll wird?
قبل از شلوغشدن بزنیم بیرون؟
Die Kinder sind ohne Abschied abgehauen.
بچهها بدون خداحافظی رفتند.
نکتهٔ کاربردی
این معنی محاورهای است: haute ab، ist abgehauen. فرمان Hau ab! میتواند بیادبانه باشد.
درس کوتاه: abhauen
محلی را اغلب ناگهان یا بدون اجازه ترک کردن. این معنی محاورهای است: haute ab، ist abgehauen. فرمان Hau ab! میتواند بیادبانه باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «abhauen» مطابقت دارد؟
