معنی ۱neutral · 89%
به جایی رفتن و کسی یا چیزی را آوردن یا تحویل گرفتن
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
دنبال کسی یا چیزی رفتن
Հայերեն
վերցնել
vertsnel
مثالهای طبیعی
Ich hole meine Tochter um drei ab.
من دخترم را ساعت سه میآورم.
Wir holen das Paket im Laden ab.
ما بسته را از فروشگاه تحویل میگیریم.
