معنی ۱neutral · 80%
رویگردانی، فاصلهگیری
مثالهای طبیعی
Die Regierung verkündete eine Abkehr von der bisherigen Energiepolitik.
دولت از فاصلهگرفتن از سیاست انرژی قبلی خبر داد.
Seine Abkehr von radikalen Positionen überraschte viele.
رویگردانی او از مواضع تندروانه بسیاری را غافلگیر کرد.
Die Abkehr vom Bargeld schreitet langsam voran.
فاصلهگرفتن از پول نقد بهکندی پیش میرود.
نکتهٔ کاربردی
ساخت رایج آن Abkehr von + Dativ است.
