abklingen
C2فعلفروکش کردن، فرو نشستن، نشست کردن
JadoLearn Dictionary
abklingen یعنی فروکش کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فروکش کردن، فرو نشستن، نشست کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
شل کردن، باتورگرفتن، سخت کشیدن
هموار کردن، تسطیح کردن، مسطح کردن
بدتر شدن، مخفی نگاهداشتن، خامش
انحطاط، رو به زوال بودن، کاهش
تکرار شدن، باز یافتن، باز یافت
فتیله، گداختن، بدتر کردن
مخفی نگاهداشتن، خامش، ساکت
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.