abknipsen
C1فعلعکسبرداری کردن، عکس، چسبیدن به
JadoLearn Dictionary
abknipsen یعنی عکسبرداری کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عکسبرداری کردن، عکس، چسبیدن به
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عکاس، عکس بردار
به پایین، خراب شدن، مخفف کردن؛ کوتاه کردن
سیم، تار، وتر
فتیله نخ
عکسبرداری کردن، عکس، چسبیدن به
عکسبرداری کردن، عکس، چسبیدن به
عکسبرداری کردن، عکس، چسبیدن به
عمل آوردن، فر اوردن، اختراع کردن
عمل آوردن، فر اوردن، بیرون دادن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.