معنی ۱neutral · 82%
کار کسی را بر عهده گرفتن تا او بتواند دست از کار بکشد.
مثالهای طبیعی
Meine Kollegin löst mich am Empfang ab.
همکارم در پذیرش جای مرا میگیرد.
Kannst du mich um sechs ablösen?
میتوانی ساعت شش جای مرا بگیری؟
Der neue Wachmann hat seinen Kollegen abgelöst.
نگهبان جدید جای همکارش را گرفته است.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی شخصی که جایش را میگیریم مفعول آکوزاتیو است: Ich löse dich ab.
درس کوتاه: ablösen
کار کسی را بر عهده گرفتن تا او بتواند دست از کار بکشد. در این معنی شخصی که جایش را میگیریم مفعول آکوزاتیو است: Ich löse dich ab.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «ablösen» مطابقت دارد؟
