معنی ۱neutral · 90%
ترتیبی که مراحل یک رویداد یا فرایند در آن اتفاق میافتند
مثالهای طبیعی
Der Ablauf der Sitzung steht im Programm.
روند جلسه در برنامه نوشته شده است.
Kannst du mir den Ablauf der Feier erklären?
میتوانی روند مراسم را برایم توضیح بدهی؟
Wir haben den Ablauf im Büro vereinfacht.
ما روند کار در اداره را سادهتر کردیم.
نکتهٔ کاربردی
Ablauf اغلب برای رویدادها، فرایندهای کاری، جلسات و مراحل انجام کار استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— روند دقیق

