معنی ۱neutral · 82%
تصمیم به نپذیرفتن یک پیشنهاد، درخواست یا طرح.
مثالهای طبیعی
Ihre Ablehnung des Kuchens war höflich.
رد کردن کیک از طرف او مؤدبانه بود.
Wir haben eine Ablehnung unseres Antrags erhalten.
درخواست ما رد شد و پاسخ آن را دریافت کردیم.
Er erklärt den Grund für seine Ablehnung.
او دلیل مخالفتش را توضیح میدهد.
نکتهٔ کاربردی
جمع این اسم مؤنث Ablehnungen است؛ مورد ردشده میتواند با گنیتیو بیاید: Ablehnung des Angebots.
درس کوتاه: Ablehnung
تصمیم به نپذیرفتن یک پیشنهاد، درخواست یا طرح. جمع این اسم مؤنث Ablehnungen است؛ مورد ردشده میتواند با گنیتیو بیاید: Ablehnung des Angebots.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Ablehnung» مطابقت دارد؟
