معنی ۱neutral · 80%
خریدار، مشتری
مثالهای طبیعی
Für diese Spezialteile gibt es nur wenige Abnehmer.
برای این قطعات ویژه خریداران کمی وجود دارد.
Der Betrieb sucht neue Abnehmer im Ausland.
شرکت بهدنبال مشتریان جدید در خارج است.
Die Landwirte verloren ihren wichtigsten Abnehmer.
کشاورزان مهمترین خریدارشان را از دست دادند.
نکتهٔ کاربردی
صورت مؤنث آن Abnehmerin است و واژه بهویژه در بازرگانی کاربرد دارد.
